سلام
این پست رو حالا حالاها به روزش نمی کنم. خودم که هر بار این شعر شاعر کوچولو رو می خونم یه
احساس جدید و خاص برام به وجود میاد.
شما هم به طولانی بودنش نگاه نکنید و کامل بخونیدش!
ضرر نمی کنید.
البته انشالله!!!![]()
امید وارم که خدا تو این ماه به همومون توفیق نزدیک شدن به خودش رو بده![]()
البته خدا اینقدر مهربونه که اگه ما هم سراغش نریم تو این ماه خودش میاد سراغمون!!!
قربونت برم خدا دستهای خستمو ببین به من نگاه کن خدا جون دل شکستمو ببین
(این شعر مال مرحوم آغاسی بود که من یه کوچولو توش دست بردم. خدا رحمتش کنه)
خلاصه انشالله که از این ماه استفاده ببریم.
من رو هم دعا کنید با اون دلهای پاکتون![]()
یا علی
اینهم شعر شاعر کوچولومون
بازهم دل راه را گم کرده است
چون نگه بر دست مردم کرده است
باز هم قلبم هوایی تر شده
چشمم از باران آبی، تر شده
باز هم دل بی شکیبی می کند
دل دگر با من غریبی می کند
دل پر از احساس خوب و ماندنی ست
حرفها از اشکهایم خواندنی ست
من غریبم، من غریبم، من غریب
گمشده در این دیار پر فریب
آسمانی بودم و خاکی شدم
پاک بودم، غرق ناپاکی شدم
پاک بودم، پاک مثل ماهتاب
بر وجودم غبطه ور بود آفتاب
لیک حالا من چه کردم با خودم
غرق دنیایی پریشانی شدم
از خودم قهرم نمی دانم چرا
از عطش لبریزو از دریا جدا
تشنه هستم، تشنه هستم، تشنه ام
گرگها در راه و من بی دشنه ام
خسته هستم، خسته هستم، خسته ام
راه طولانی و من پا بسته ام
شامگاه است و دل من بی قرار
فکر فردایی و گرگی و فرار
در دل شب، صبح امیدی دمید
قلب من گویی صدایی را شنید
تشنگی را یک نفر سیراب کرد
برفهای قلب من را آب کرد
آتش شور درون خاموش شد
زهر های زندگانی، نوش شد
تیر های کین شیطان را شکست
آنکه نورش کرده من را حق پرست
خون چشمان گنهکارم رمید
در وجودم کس دگر ظلمت ندید
اشکها آرام شد، آرام شد
روح سرکش از نگاهی رام شد
با وفا بودم، وفا با من نشست
از گنه این روح سرگردان گسست
دستهایی سوی قلبم باز شد
زندگانی باز هم آغاز شد
یک نگاه لطف قلبم را خرید
آنکه قلبم این سخن از او شنید
"باز گرد ای صاحب دل سوی من
برنگردد از تو هرگز روی من
دستهایت را به من بسپار تو
خانه ی من را به کس مسپار تو
غربتت را آشنائیها منم
ظلمتت را روشنائیها منم
خوب کردی باز گشتی باز باز
کودکی هستی ز نو خود را بساز
تا تو هستی بنده ام این را بدان
دوستت دارم به قدر آسمان"![]()
ولی حالا یه یا علی گفتم و باید تا آخرش برم
خدا خودش باید کمک کنه
راستش برای ماه مبارک یه غزل دیگه از شاعر کوچولوی خودمون می نویسم
انشالله که مرضی حضرت حق و مولا قرار بگیره
شما دوستان هم من رو از نظراتتون بی نصیب نگذارید
یا علی
اگر که روح من از من جدا شود، برهد
اگر که حضرت عیسی(ع) به جسم من بدمد
اگر که این تن بی روح من شود زنده
اگر که خون عبادت، به جسم من بدود
اگر که سینه به سینه جدا شوم از کین
اگر که بوی گناه از وجود من برود
اگر که روح ستمدیده ام ببخشاید
اگر که هر چه خدا خواهد آن شود، بشود
اگر که توبه کنم از دروغ و کذب و ریا
اگر که نفس حقیقت ز معصیت برمد
اگر که روح جدا مانده از مسیر کمال
دوباره دست توکل به دست حق بدهد
اگر، اگر، اگر از خالقم مدد جویم
که او به رسم عنایت نظر به من فکند
اگر که حضرت حق یاریم بفرماید
که جان من سر راه خودش فدا بشود
دوباره دارم امید وصال مهرویی
که هر دقیقه ی عمرم به یاد او برود
خدا، خدای عزیزم، خدای پر مهرم
امید وصل تو دارم اگر که پا بدهد
امید وصل کریمان جدا ز باور نیست
عجیب باشد اگر او اجازتم ندهد
شاعر کوچولو
یا علی
ماه رمضان پیشاپیش مبارک
ما رو هم از دعا فراموش نکنید
زندگی بازی نیست
زندگی یک نفس اندر قفسی داشتن است
زندگی دیدن لبخند شقایق هاست
زندگی لحظه ی دیدار من و معشوق است
زندگی منتظر عشق شدن
زندگی عاشق زیبای دو عالم بودن
زندگی بازی عشق است و زمان
زندگی شوخی نیست
مثل آن رفتن لادن یه سر انگشت نسیم
مثل آن میخک سرخ، زندگی خوش رنگ است
زندگی مثل قناری که در اثنای سحر می خواند
مثل آن کاج لطیف، که به دیوار حقیقت دل خود تکیه زده می ماند
زندگی شیرین است
مثل شیرینی صبح
مثل شیرینی هنگام دعا
مثل زیبائی لبخند پدر
مثل خوشحالی پاک من و تو
زندگی مثل دعای رمضان شیرین است
مثل تکبیر نماز
مثل آن زمزمه سبز دعا
زندگی مثل حقیقت زیباست
و حقیقت این است
یوسف فاطمه خواهد آمد
شاعر کوچولو




