تبليغاتX
مشق عشق

«..... روزها گذشت و  و  گنجشک با خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغ او را از خدا ميگرفتند

و خداوند هر بار به آنها اينگونه پاسخ ميداد : می آيد ، بالاخره می آيد ، من تنها گوشی هستم

 که غصه هايش را می شنود و يگانه قلبی ام که دردهايش را در خود نگه می دارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنيا نشست .

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند .

گنجشک هيچ نگفت  ،اما خدا لب به سخن گشود :

با من بگو از آنچه سنگينی سينه ی توست !

گنجشک گفت : لانه ی کوچکی داشتم ،

آرامگاه خستگی هايم بود و سرپناه بی کسی هايم !

تو همان را هم از من گرفتی !

اين طوفان بی موقع چه بود ؟؟؟؟

از لانه ی محقرم چه می خواستی ؟؟؟

کجای دنيا را گرفته بود ؟؟؟ !!!

.... و سنگينی بغض راه بر کلامش بست .

سکوتی در عرش طنين انداز شد .

فرشتگان همه سر به زير انداختند .

 

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود ، خواب بودی ،

باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند ؛ آنگاه تو از کمين مار پرگشودی!

گنجشک خيره در خدايی خدا مانده بود .

و خداوند ادامه داد : و چه بسيار بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته ،

 به دشمنی ام  برخاستی !

اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چيزی در درونش ريخت و های های گريه هايش

 ملکوت خدا را پر کرد . »

                            برگرفته از کلبه آسمان

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 14:28  توسط آسمان آبی  | 



اینجا شیرازه

شهری که حافظ داره٬شهری که به سعدی و ملاصدرا می نازه ولی خدایی اگه اینها رو نداشت

چی میشد؟ البته فکر کنم الان تن اونها هم داره تو گور می لرزه!!

احتمالا حافظ از گفتن ابیاتش نادمه و سعدی و ملاصدرا هم خوشحالند که عمرشون رو در این

 شهر نگذروندن!!

آخه نمی دونید که توی این شهر چه خبره.....

اینجا اگه یه بارون بیاد شهر تعطیله!!!!! برق٬ آب٬ تلفن٬ تلویزیون٬ گاز٬ اصلا همه چی قطع میشه

برف که هیچی اصلا نگو................... خیابون میشه آینه

فکر کنم مسئولین شهر تو زمستون قرآن به سر می گیرن که برف نیاد..

برای مترو الان دو ساله خیابون اصلی شهر بسته است

این از عمرانه شهر...

از لحاظ فرهنگی هم فقط فرهنگ فرنگی اینجا برقراره!!!

خیلیها تو خونه هاشون شراب میسازن

اصلا اینجا یه جوریه.......مردمش تنبل و بی حال

مغازه ها تازه ساعت ۹-۱۰ باز می کنن

آرزو به دلم مونده یه کنسرت درست و حسابی اینجا برگزار بشه

هر سال سیمین غانم کنسرت داره ولی استاد انتظامی نه

کنسرت رسول عشق و امید تو فرانسه خاطر خواه داشت و اجرا شد ولی اینجا نه!!

نمایشنامه های مذهبی رو اینجا نشون نمی دن

فکر کنم می ترسن مردم منحرف شن!! دلم گرفته٬ از این شهر بدم میاد

خدا کمکمون کنه

التماس دعا

یا علی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 21:33  توسط آسمان آبی  | 



این روزها هر جا که می ری گل نرگس حاضره و بوی نرگس غوغا می کنه ولی گل نرگس ما

 هنوزم غایبه....

این شعر رو تقدیم می کنم به گل نرگس غایبمون

به امید روزیکه با حضورش عطر عدالت همه جا رو پر کنه و مشام ما رو نوازش بده

چه بوی نرگسی آمد به من طراوت داد    

      

دوباره یاد و نشانم از استقامت داد

 

دوباره عشق درونم ز سینه غوغا کرد             

 

نشان خاک دیار تو را سعادت داد

 

دوباره محو تماشا شدم جمالت را               

 

دوباره چشم سیاهت مرا اشارت داد

 

سحاب رحمتی آمد، به روی من بارید           

 

دوباره مژده ی دیدار روی ماهت داد

 

چه گویمت که زبانم به وصف تو گنگ است     

 

زبان شعر من اکنون به این شهادت داد

 

من از میان غزلهای عشق می جویم           

 

یکی غزل که مرا اینچنین حلاوت داد

 

به سخره رفتم و تو خود حلاوت محضی   

 

نگاه مهرو عطوفت، از این حکایت داد

 

قسم به خال سیاهت نمودم و حاجت           

 

طلب یکی بنمودم، که بی نهایت داد

 

دلم هوای تو را کرده است می فهمی؟        

 

و درد سینه ی من، بر همین شهادت داد

 

هوای دیدن رویت مرا غمین کرده است      

 

چه بوی نرگسی آمد به من طراوت داد

 

                                        

                                         شاعر کوچولو

یا علی التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 14:33  توسط آسمان آبی  |