باور نمی کردم روزی شیراز را اینگونه بیابم...!
امروز فضای شیراز فضای "یا حسین " بود
امروز دوباره مادری شهادت فرزندش را به سرور نشسته بود...!
خواهری با چشمان اشکبار برای برادر جوانش هلهله می کرد...!
امروز مادری برای کودک خردسالش لالایی می خواند و او را در آغوش خاک به خوابی ابدی میسپرد
اما به گفته شهید آوینی
" پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است
که زمان ما را با خود برده است و شهدا رفته اند...
امروز دوباره جوانی را می دیدی که می گریست چون از قافله شهدا جا مانده بود...!
امروز حال و هوای شیراز عجیب بود..
با یاد آخرین فریاد شهدا ٬ شهر از غریو " یا حسین " می لرزید..!
امروز حال شیراز دگرگون بود و زمزمه همه یاران به وصال نرسیده این بود:
شهدا مثل گل اند٬ ما خارهای دور و برش
آقاجون گل می خری بیا و با خار بخرش ...
به امید روزیکه ما نیز به جمع شهیدان راه حق بپیوندیم و چونان حر ٬ توبه کار و با رویی سپید
در مقابل مولایمان حاضر شویم.
التماس دعا
یا علی




