انگار جمعه ها همیشه آبستن حوادث تاریخ سازند!! و خرداد!! خیلی ماه عجیبیه!! توی تبلیغات انتخاباتی یکی از نامزدها یه جمله جالب بود" ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم" واقعا خرداد پر حادثه!!
از اول خرداد که میاییم حادثه ها یکی یکی میان و یادآور یک سری اتفاقات تلخ و شیرینن!!ولی امسال این اواخر خرداد یه حس و حال و اتفاقات متفاوت داشت!! من خیلی بیاد اتفاقاتی افتادم که ندیدمشون ولی شنیدم و یا خوندم!!
از زمان رسول خدا(ص) از زمان امیرالمومنین(ع)و از اول انقلاب!! ...
بعد از خوندن بیانیه" مریم رجوی(همسر مسعود رجوی سرکرده مجاهدین خلق یا همون منافقای خودمون)که بقول خودش رییس جمهور مقاومت ایرانه!!!" حس کردم این بیانیه توی خردادی که اونها توی همین روزها مسلح شدند و مردم رو به خاک و خون کشیدند و امروزهم دارند جوونهای فریب خوده رو مسلح می کنن و خیابونها رو به اغتشاش می کشونن!! یه ربطی بهم داره
بقول بزرگی می گه: بزرگترین حماقت اونه که دشمنتو احمق فرض کنی!!
ما به پای صندوق رای اومدیم و همیشه با حضورمون خواب اونهایی که نظام ما رو از هم پاشیده می خواهند آشفته کردیم و حالا هم.....
۴۰ ملیون نفر اومدن و رای دادن!! آخه اینو کجای دلشون بذارن که هر کاری می کنن مردم ایران باز هم پای انقلاب وایسادن!!
می دونی دلشون کجا بیشتر سوخت؟ وقتی جمعه بعدش هم مردم اومدن پشت رهبر عزیز و محبوب و مقتدرشون، و تاریخی ترین نماز جمعه رو خوندن!

ولی دلم گرفت! دلم گرفت وقتی آقا اونطوری حرف زدند" سید و مولای ما......"
وقتی رهبر این فراز رو شروع کرد بی اختیاد گریه ام گرفت!! اونوقت بود که بی اراده فریاد می زدیم " خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست". دشمنامون خوب می دونن یعنی چی!! یعنی اینکه اگه دست دراز کنن طرف آقا دستشونو از بیخ قطع می کنیم!! به قدر قطره قطره خونم به والله قسم می خورم که جانم، عزیزانم، و هستیم رو فدای یک لحظه و یک دم آرامش سید علی عزیزم خواهم کرد
بخدا قسم اگر فرمان آقا به خویشتنداری نبود ، بیش از این اسائه ادب به آقا رو بر نمی تابیدیم!!
خدایا بحق زهرای اطهر(س)فرزندش رو یاری کن و شیعه خانه اهل بیت رو از گزند دشمنان مصون و محفوظ بدار!! خدایا به ما بینشی عطا کن تا حق رو از باطل تشخیص بدیم و توانی تا در راه ولایت پایدار بمونیم!! خدایا ظهور مولا رو برسون تا دنیا رو به آرامش برسونه!!
خدایا قلب ما رو به نور اهل بیت منور بگردان
ببخشید اگر بد یا تند نوشته بودم!! دلتنگی بود و این دفتر هم دلنوشته های منه!! عفو کنید




