سلام
ماه رجب از راه رسید و چه ماه زیباییست این ماه که به قول شاعر می فرماید:
گویا که تو را هست به جز بعثت احمد میلاد شریف دو علی و دو محمد
اما این ماه برای من خاطره دیگری هم داره
خاطره ی از دست دادن کسی که به لطف خدا سالها در دامان پاکش رشد کردیم و بارور شدیمو
خدا خودش می دونه که هرچی دارم از همین دامان پاکه
لیله الرغایب سالگرد فوت این بانوی مهربانه و من به همین مناسبت این شعر رو تقدیمش می کنم
دوست دارم باز مادر، مثل گل بویم کنی
دوست دارم دست خود، چون شانه در مویم کنی
دوست دارم باز مادر، مثل خورشید زمین
مهر بی اندازه ات را، نقش بازویم کنی
دوست دارم باز آغوش تو مأوایم شود
آن نگاه مهربان را باز بر رویم کنی
دوست دارم عشق را بار دگر یادم دهی
باز هم با آن صدایت، پر ز نیرویم کنی
دوست دارم گاه گاهی باز دعوایم کنی
یک نصیحت باز از اخلاق نیکویم کنی
دوست دارم باز هم، بوسم رخ مهروی تو
باز هم در باغ چشمت، یاس و مینویم کنی
دوست دارم باز هم سر را به زانویت نهم
تا تو هم مثل همیشه، بوسه بر رویم کنی
لیک دیگر بوسه ها تنها به رنگ فاتحه ست
کاش میشد باز مادر، مثل گل بویم کنی
شاعرکوچولو




