می نویسم آرام
می سرایم آرام
و سحر چشم مرا شسته به آب شبنم
خوش به حال چشمم!
دل من غبطه به احوال نگاهم دارد...و در آن سوی نگاه
خسته هستم آری ولی انگار پر ازامٌیدم
همه جا پر شده آرام.......از امٌید نگاهم آری
به خدا می سپرم دستم را
تا رساند به .....
به همانجا که ....
چه می گویم من
می سپارم به خدا٬ دست خودش!!
-------------------------------------------
بد بود ببخشید!! فی البداهه بود و هیچ اصلاحی هم نداره
این روزها همه جوره نابسامانم
دعام کنید! انشالله زودتر بتونم به روز کنم
یا حق
+
نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 0:55  توسط آسمان آبی
|




