میلاد دردانه ی امام رئوف(ع)مبارک
امروز میلاد آقای عزیزمون جواد الائمه (ع) است و حیفه که شعری نذارم
البته انشالله اهل بیت علیهم السلام می بخشند اگر این شعر میلادیه نیست!
می آیم از کویر به دریایتان اگر
آقا اجازه ام بدهی زائرت شوم
می خواهم از تلاطم دریای اشکهام
با شعر عاشقانه تری شاعرت شوم
اذن دخول شعر شما را سر اذان
پایین پای حضرت بانو گرفته ام
در خوابهای کودکی ام بوده اید و من
از ابتدا به لطف شما خو گرفته ام
می سوزد از نگاه تو جانم ولی چه باک
وقتی که در جوار تو ام شاد می شوم
آهنگری بیار! مقرنس کند مرا!
من هم شبیه پنجره فولاد می شوم
گاهی فقط کنار تو بودن ملاک نیست
ماری در آستین شما خانه کرده بود
شاید که عطر پونه ی رحمانی تنت
او را چنین مشوش و دیوانه کرده بود
ماری گزید... هلهله ای... تشنه ای و آه
این دشت کربلاست که تصویر می شود
اما بدون خواهر و بغض و رباب و اشک
در خانه ای که آه تو زنجیر می شود
دلهای شیعیان همه مشتاق کربلاست
اما کبوتر دل من جای دیگریست
یک کهکشان غزل، همه منظومه شهید
اما برای غربت تو شعر من گریست
التماس دعا از همه دوستان عزیز
راستی، عزیزی دارن عزیمت می کنند برای زیارت دردانه ی امام رضا(ع). انشالله سلام همه ما رو هم برسونن خدمت آقا
با اجازه سهراب...