ناز زنانگي
اينكه چرا زنان بايد خود را از ديد مردان بپوشانند و در يك كلام"هرآنچه ناز زنانگي" است بايد از ديد مردان دور داشت؛ پاسخ زيبايي دارد كه هرزن اگر به فطرت زنانه خويش توجه كند، و اگر اعماق قلب سليم خود را بكاود، به پاسخ آن خواهد رسيد. اما سعي مي نمايم تا به اختصار، گوشه اي از آن را بيان كنم
اسلام يك دين اجتماعي است و زن را تنها در كنج خانه نمي خواهد. اسلام عزيز زن را در جامعه به حساب آورده و او را براي در جامعه بودن فرمان داده است. اگر اينگونه نبود و اگر قرار بر خانه نشيني زن بود، كه حجاب معنايي نداشت. هرچند به فرموده زهراي مرضيه(س) در خانه بودن براي زن بهتر است و آرامشي كه زن از در خانه بودن دارد، بسيار بيش از بودن در جامعه است اما با اينحال، اسلام عزيز، زني پرورش مي دهد كه در هنگام لزوم، فاطمه وار و زينب گونه به دفاع از اسلام و ولايت برخيزد.
به هر حال، در جامعه بودن شرايطي دارد. آنكه زن بايد هرآنچه ناز زنانگي دارد از مردان بپوشاند و اين هم در ظاهر بايد باشد و هم در رفتار. و اين مطلب « به علت پاك بودن جامعه حتي از افكار جنسي و توجه بيشتر به فعاليتهاي اجتماعي است». اينكه به روحيات زن توجه شود نه به جنسياتش! از توانايي هايش استفاده شود نه از زيباييهايش. و اين آن فطرتي است كه زن توانمند را مي آزارد. اينكه بجاي توجه به توانايي اش، تنها به زيبايي اش توجه شود.
مطلب ديگري كه من به عنوان يك زن، حجاب را فخر خود مي دانم اين است كه «حجاب مصونيت من است نه محدوديت من». خيلي سعي كردم تا اين جمله را عميقا درك كنم و آنوقت متوجه اين جمله شدم كه ديدم" هر آدم بي سر و پايي نمي تواند زيباييهاي يك زن محجبه را ببيند و از آنها لذت ببرد و ناخواسته وسيله كامجويي هركس قرار نمي گيرد."
حجاب اگرچه سخت، اما آنقدر زيباست و آنقدر با فطرت زن سازگار است كه سختي آنرا بجان بخريم و خويش را از تيرهاي شيطان، در امان بداريم. باميد آنكه عفيف باشيم و در روز جزا، از روي عفيف بانوي عالم هستي، خجل نباشيم
با اجازه سهراب...