می گفتم عشق اما معنایش را نمی دانستم

عاشق که شدم، فهمیدم « که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها» یعنی چی!

می گفتم انتظار اما نمی دانستم انتظار یعنی چه!

وقتی منتظر محبوبم شدم...

خجلم آقا! خجلم! تازه فهمیده ام نه عاشقانه رفتار کردم نه منتظر واقعی ات بوده ام

آقا می خواهم عاشقانه رفتار کنم

اگر عاشقت نیستم هم ادای عاشقانت را در بیاوردم

مگر نمی گویند اگر حلیم نیستید ادای حلیمان را در بیاورید.

پس می خواهم ادای عاشقانت را در بیاورم

اما ادای عاشق پیشگانت را دراوردن هم سخت است

آقای خوبم، دوستت دارم

مرا برای عاشقی کردن آماده کن