حسی متفاوت وجودم را در برگرفته

کوهی سوال دارم و دریغ از کلامی جواب

خسته ام از اینهمه سوال بی جواب

میترسم 

از سوالهای بی جواب

از جواب های چپ و چوله

از حس های درونی که شاید تلقین شیطان باشد

از حس های درونی که شاید الهامی الهی باشد

چه باید کرد

فکر و خیال لحظه ای آرامم نمی گذارد

آنان که نمی اندیشند و به دنبال پاسخی نیستند و عین رساله عملیه عمل می کنند، کارشان درست است و اعمالشان قبول، یا کسی که انقدر فکر می کند و می پرسد و میگردد که مخش تاب برمیدارد و گاهی خطا می رود و گاهی ته دره...

اما مگر نداریم: فمن جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

عاقبت این حس های درونی تلقینات شیطان است یا الهامات رحمان؟

چه باید کرد؟