متفاوت ترین جلسه امتحانی
همراهم سر جلسه می دونید چیا برده بودم؟
یه پتو مسافرتی
یه بالش کوچیک
دفتر نقاشی
12تا مدادرنگی
یه خودکار!!!!
خوب معلوم شد چی بوده دیگه! دختر خانم هم با ما سر جلسه بودند!!!!
صد بار بهش سفارش کردم سر جلسه با من حرف نزنی ها! اصلا فکر کن مامانت نیست اونجا! سراغ خاله هات نری ها! همه شون دارن امتحان می دن! اذیت و سر و صدا نکنی و به عالم توصیه ایمنی دیگه
سر جلسه، اولش نقاشی کشیده. بعد یواش می گه :
مامــــــــــــــــــــــان! اینو زرد کنم؟
ماماااااااااااااااااااااااان! اینو ببین!
ماماااااااااااااااااااااااان! عروسکمم آوردی؟
بعد موقع نقاشی پاشو می کوبید به صندلی و می زدش تو دیوار و همزمان مداد رنگی هاشو می زد به هم! خلاصه سمفونی راه انداخته بود
جای پتوشو عوض کردم تا نتونه پاشو بزنه به صندلی!
حوصلش سر رفت! پاشد مثل مراقب وسط جلسه رژه رفت! برای دوستام دست تکون می داد! باهاشون حرف می زد!
وااااااااااااااااااااااااااای! نمی دونستم بخندم! دعواش کنم! امتحان بدم!
خودمم قاطی کرده بودم!
با اجازه سهراب...