سر بلند کردم به ساعت نگاه کنم، ورقه امتحان بغل دستی ام پیدا بود و پاسخنامه و...

دقیقا سوالی که شک داشتم رو دیدم!

ولی نمره منفی استاد رو به نمره منفی خدا ترجیح دادم. 

از جلسه اومدم بیرون. اومد کنارم گفت: اون سواله رو چرا غلط زده بودی؟

- نه! من فلان گزینه زدم!

چشمهاش آلبالو گیلاس چیده بود از روی پاسخنامه من! طفلی اگر به فکر خودش اعتماد کرده بود، درست می زد!

-----

پ ن: حروم حرومه! به قدر یک تست! یک نگاه! یک قدم! یک ریال! یک کلمه! یک فکر! یک...