نمی دانم از کجای سفر باید شروع کرد و از کجایش باید نوشت وقتی تمام سفر پر بود از الطاف میزبان و اتفاقات جالب و شنیدنی

سفری که ابتدا و انتهایش باران بود و سرتا سرش رحمت و لطف.

هنوز  گرد حریم امام رئوف به تن دارم و تاب ندارم که بنویسم آنچه به دستان قلم می آید.

نمی دانم چطور باید شکر این نعمت را گفت؟!

شکرت مهربان که ...

شکرت که...

شکر...

از دست و زبان که برآید.... کز عهده شکرت بدر آید