پیش سفرنامه
نمی دانم از کجای سفر باید شروع کرد و از کجایش باید نوشت وقتی تمام سفر پر بود از الطاف میزبان و اتفاقات جالب و شنیدنی
سفری که ابتدا و انتهایش باران بود و سرتا سرش رحمت و لطف.
هنوز گرد حریم امام رئوف به تن دارم و تاب ندارم که بنویسم آنچه به دستان قلم می آید.
نمی دانم چطور باید شکر این نعمت را گفت؟!
شکرت مهربان که ...
شکرت که...
شکر...
از دست و زبان که برآید.... کز عهده شکرت بدر آید
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 9:41 توسط آسمان آبی
|
با اجازه سهراب...