من و باران
یکریز حرف می زنم.
مثل بارانی که به پنجره اتاقت می خورد
می خواهم بدانی وقتی نیستی، اسمان دلم چقدر ابریست!
----------------------
پ ن: یاد شعر قیصر افتادم
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک چک چک چکار با پنجره داشت
+ نوشته شده در شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:13 توسط آسمان آبی
|
با اجازه سهراب...