ایران پیر، یا جوان؟
سر کلاس جامعه شناسی بودیم که استاد بحث تحدید جمعیت را مطرح کرد. یکی از بچه ها گفت : استاد محدود کردن رشد جمعیت یک کار کاملا عقلانی است. شما یک کیک داشته باشید، 3 قسمت کنید بیشتر سهمت می شود یا 4،5، 6 قسمت؟
ظاهرا راست می گفت اما می دانی اشکال کار کجا بود؟ اشکال در نوع نگاه بود. در محوریت مادی نگاهش.
اشکال اینجاست که دشمن بسیار زیرکانه، ذره ذره خدا را از متن زندگی ما گرفت و در حسینه ها و مساجد ما حبس کرد. همان کاری که با مسیحیان کرده بود. آنها مدتهاست که فقط یکشنبه ها و فقط در کلیسا خدا دارند.
وقتی خدا در زندگی ما نباشد، صدقاتمان صرفا یک کمک انسان دوستانه است، نمازهایمان رفع تکلیف و بچه دار شدنمان هم برای ارضای حس مادری!
غرب در این امر از ما پیشرفته تر است. برای ارضای حس مادری ات لازم نیست 9 ماه رنج دوران بارداری را تحمل کنی؛ سگ و گربه هم میتوانند فرزندان خوب و بی آزاری باشند. خرجشان هم کمتر است. برای بزرگ کردنشان هم پدرت در نمی آید.
آخر پیشرفت و تمدن مادی، این است. محور نگاهمان که مادی باشد، ته تهش به همین جا میرسیم.
اما ما مسلمانیم. مسلمان یعنی تسلیم، تسلیم اوامر الهی.
یعنی محور افکار و گفتار و رفتارمان باید خداوند باشد. حالا بیایید با نگاه یک مسلمان به مشکلات موجود در تعدد فرزند بنگریم.
مادی گرایان بحث سختیهای دوران بارداری و بزرگ کردن بچه را مطرح می کنند. مسلمان می گوید: خداوند فرموده: لقد خلقنا الانسان فی کبد. خداوند انسان را در سختی آفریده است؛ اما سختی که در قیامت پیامبر را خوشحال می کند، به همه راحتیهای دنیا می ارزد. چون پیامبر فرمودند: من در روز قیامت به زیادی تعداد شما به دیگر امت ها مباهات می کنم.
سختی که من را در نگاه رسول خدا عزیز کند، به جان می خرم که رسول خدا فرمود: بهترین زنان امت من زنانی هستند که زیاد بچه دارشوند، مهربان و عفیف باشند.
مادی گرایان بحث خرج و مخارج و وضعیت بد اقتصادی در ایران و جهان را مطرح می کنند و می گویند: هرچه نان خور کمتر، بهتر! مسلمان می ترسد از اینگه این نگرانیها برای رزق و روزی و خرج و مخارج، توهین به رزاقیت الهی باشد. می ترسد که خدایی خدا را زیر سوال برده باشد چرا که خدا می گوید: هیچ جانداری نیست مگر آنکه روزی او در عرش رقم خورده است. پس به خدا توکل می کند و آرام است که الا بذکرالله تطمئن القلوب
مادی گرایان بحث چگونگی تربیت صحیح را مطرح می کنند و می گویند: در این دنیای وانفسا که فسق و فساد همه جای آن را گرفته، چگونه بچه ام را سالم بار بیاورم
مسلمان می گوید: دستهای بچه ام را می گذارم توی دستهای علی اصغر اباعبدالله. دستهایش را گره می زنم به شبکه های ضریح حسین(ع). چه غمی دارم وقتی مولا و آقا و سرورم حسین است؟ کجای دنیا امن تر از مجلس اباعبدالله؟ در مجلس روضه، گوشه قنداقه شش خواره حسین را می گیرم و رهایش نمی کنم. مگر می شود حسین بچه هایم را رها کند
کاش یادمان باشد دستهای کوچک شیرخواره حسین، گره های بزرگی را باز می کند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت 8:14 توسط آسمان آبی
|
با اجازه سهراب...