دلتنگی
گفت: چقدر وقته مادرتو از دست دادی؟
- 11 ساله
- خوب پس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عادت کردی دیگه!
لبخند تلخی زدم.
هیچ کس نمی داند هر روز به اعمالم می اندیشم که چقدر شبیه او شده. چقدر از او بهتر شده، چقدر برایش خوب شده، و فکر می کنم که چقدر دلم برایش تنگ شده
هر بار که جلوی آینه می ایستم، خاطرات کودکی ام مرور می شود
چادرم را که سر می کنم...
این روزها دلم برای خاکش هم بی اندازه تنگ شده
اگر حرم بانو نبود، دق می کردم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۱ ساعت 14:39 توسط آسمان آبی
|
با اجازه سهراب...