دلم گرفته

نمی خواستم سیاسی بنویسم. شاید سیاسی هم نباشد. بیشتر اخلاقی است تا هرچیز دیگری

مگر دین ما سیاسیت و اخلاق و دیانتش از هم جداست؟

این روزها دلم می گیرد وقتی بخاطر هیچ و پوچ، به بزرگانمان شک می کنیم. بجای آنکه بیاندیشیم شاید از دیدگاه آنها سر در نمی آوریم، خیلی سریع تخطئه شان می کنیم.

این کار امروزمان نیست که همه چیز را فقط با خودمان می سنجیم. 

با عقل خودمان، با احساس خودمان، با نیاز خودمان ، با حال خودمان و ...

شرع، کجای زندگی ما جا دارد، نمی دانم!

بجای آنکه با منطق شرع به دور و برمان نگاه کنیم، بجای آنکه با شرع حرفها را محک بزنیم، همیشه شاقول و شاخص، خودمان هستیم.

این روزها شاخص ها بیشتر به چشم می آیند و بیشتر مورد بحث قرار می گیرند. برای همین بیشتر باید به آنها توجه کرد اما اگر ما یاد بگیریم که همیشه همه چیز را با شرع محک بزنیم، آنوقت نه دیگر به این راحتی ها، مرتکب غیبت می شویم، نه تهمت می زنیم، نه از دست کسی ناراحت می شویم و نه سوء ظن پیدا می کنیم و خیلی خیلی گناه های دیگر که ترک می شود

مبدأ و ابتدای خیلی از گناهان خودمحوری است

خدا نصیبمان کند که بتوانیم خدا محور شویم. آنوقت شاید راه رسیدن به خدا، خیلی کوتاه تر شود

و یا نه! به قول امام خمینی، تمام شود! 

راه رسیدن به خدا یک قدم است و آن پا گذاشتن روی خود است!

اللهم ارزقنا