تو باشی و مرا ...
تو بغل باباشه و داره نق می زنه
هنوز نق زدنهاش به گریه شبیه نشده اما تا من صدا می زنم: فاطمه جان! مامان الان میام
می زنه زیر گریه
بلنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
انگار می گه: مامان! تو هستی و من در عذابم؟ آخه چرا؟
یادم به حال خودم و آقام می افته:
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد! حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
------------------------------
پ ن: فاطمه دختر کوچولوی 3 ماهه مونه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:35 توسط آسمان آبی
|
با اجازه سهراب...