تو بغل باباشه و داره نق می زنه

هنوز نق زدنهاش به گریه شبیه نشده اما تا من صدا می زنم: فاطمه جان! مامان الان میام

می زنه زیر گریه

بلنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

انگار می گه: مامان! تو هستی و من در عذابم؟ آخه چرا؟

یادم به حال خودم و آقام  می افته:

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد!            حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

------------------------------

پ ن: فاطمه دختر کوچولوی 3 ماهه مونه