خاطره! بودن یا نبودن
از بعد از نماز صبح کارها شروع می شود
بیدار کردن دخترکم
مرتب کردن لباسهایش
بستن و مرتب کردن موهایش
آماده کردن میان وعده و قاچ کردن میوه
لقمه لقمه صبحانه دادن
وقتی خودم خسته ام از شبی که چندین بار بیدار شده ام بابت رسیدگی به خواهر کوچکش
ولی کوشش می کنم ذره ای ناراحتی در چهره ام نباشد تا کودکم با آرامش به مدرسه برود
امروز می اندیشیدم که آیا اصلا خاطره ای در ذهنش باقی می ماند از این روزها؟
شاید نه!
اما همینکه خاطره بدی در ذهنش، و زخمی بر روحش نماند، برای من بزرگترین نتیجه است
نیست؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت 14:18 توسط آسمان آبی
|
با اجازه سهراب...