با یه سری واژه ها دارم روبرو می شم توی ادبیات سیاسی جدید کشور و به لطف دولتمرادان یازدهم، دارم همه رو به خوبی درک می کنم. خواستم شما رو هم در این درک سهیم کنم

1. گداپروری: این است که به ازای هر نفر، 85000 تومان پول به جیب سرپرست خانوار بریزی. و مصداق آن فقط کار احمدی نژاد است و اصلا اینکه مردم بروند و توی صفففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففف بایستند برای گرفتن سبد کالا!! اصلا مصداق آن نیست! 

2. پوپولیست: مردم را وادار کردن به نامه نوشتن، دنبال ماشین دویدن، و ابراز صمیمت است و مصداق بارز آن احمدی نژاد است.

ما که مردم را مجبور نمی کنیم! خودشان نامه می دهند! خودشان هم دنبال ماشینمان می دوند!از بس با ما صمیمی اند همش می گویند : روحانی مچکریم!

3. اقتدار: دست دادن و لبخند زدن جان کری و مرکل و اشتون است!

مهم نیست سر میزی بنشینیم که حتی قدر یک اسم نوشتن هم ما را آدم لحاظ نکردند. یا یکساعت ما را علاف کنند! مهم این است که لبخند بزنند و ما هم با دیپلماسی لبخند پیروز مندانه بیرون بیاییم!

4. امتیاز: چیز مهمی نیست! یک چیزهای خرده ریزی بود که همینطوری توی کشور زیادی بود، دادند رفت!

اصلا هم نه خون بالایش رفته بود نه چندین بچه بی پدر شده بودند و نه...

5. تدبیر: قدرتی است که بتوانی بدون پایین آوردن قیمتها، مردم را همچین خوشحال نگهداری که نفهمند دارند به قیمت خونشان، جنس می خرند و همینطوری خوشحال بگویند: مچکریم

بقیه لغت ها را هم به محض درک معانی آنها، به اطلاع عموم می رسانم