نیمه طنز...
خوب این هم شعر نیمه طنز حضرت شاعر!!(یکم کلاس واسه رفیقمون بدک نیست)
سلام ای دوست! ای یار قدیمی منم آن یار دیرین صمیمی!!
منم آن یار زیبا و خوش اندام که می خوانم تو را هر روز با نام
به زیبایی من شک نیست آری! به این علت مرا در دست داری
و شاید بهر بوی پیکر من همین بوی چو عود و عنبر من
ولی از هرجهت تو بهترینی که من را یک به یک برمی گزینی
سرم از آتش عشق تو گرم است از این آتش دل من نرم نرم است
عروس حجله عشاق هستم من از عشق شما مجنون و مستم
تو من را دوست داری خوب دانم که بوسه می زنی بر جسم و جانم
مرا هر روز در آغوش گیری بجز بوئیدنم کاری نداری
نمی دانم! تو فهمیدی که هستم؟ وجودی نازنین اینسان چه هستم؟
یکی گوید مرا بر قلب دردم یکی گوید دوای هرچه دردم
یکی گوید که بر ششها شرورم یکی گوید که برهان غرورم
یکی گوید که تفریحیست سالم یکی گوید که ترکش هست لازم
یکی گوید کنم دندانتان زرد یکی گوید بسازم قلب پر درد
ولی من هرچه هستم درد سازم رخ زیبایتان را زرد سازم
خودم نام خودم گویم به یکبار که این زیبای تنها هست "سیگار"
با اجازه سهراب...